تبلیغات
بیداری افکار در رابطه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام - مطالب ابر قاتل من
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing

وقتى كه حضرت امیرالمؤ منین (ع ) از مردم بیعت مى گرفت ، عبدالرحمن بن ملجم مرادى آمد كه با آن حضرت بیعت كند، حضرت قبول بیعت او ننمود تا آنكه سه مرتبه به خدمت آن حضرت آمد، در مرتبه سوم با حضرت بیعت كرد. چون پشت كرد، حضرت بار دیگر او را طلبید و به او سوگند داد كه بیعت نشكند و عهدهاى محكم از او گرفت . چون روانه شد، باز او را طلبید بار دیگر بر او تاءكید كرد، آن ملعون گفت : یا امیرالمؤ منین آنچه با من كردى با دیگران نكردى ؟ حضرت شعرى خواند كه مضمونش ‍ این است كه : من به او بخشش مى نمایم و نیكى مى كنم ، و او اراده قتل من دارد، چه بد یارى است قبیله مراد، پس فرمود: برو ابن ملجم به خدا سوگند مى دانم كه وفا به عهدهاى خود نخواهى كرد. پس حضرت اسب نیكویى به او داد. چون او بر اسب سوار شد، باز حضرت شعرى خواند كه مضمونش همان بود، چون او پشت كرد، فرمود: به خدا سوگند این ملعون كشنده من خواهد بود، گفتند: یا امیرالمؤ منین ما را دستورى ده كه او را بكشیم ، حضرت دستورى نداد.(320)




طبقه بندی: خبر دادن امیرالمؤمنین (ع) از شهادت خود، 
برچسب ها: قاتل من هموست، قاتل من،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 19 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

زمانى كه محمد بن ابى بكر گروهى از اشراف مصر را به خدمت حضرت امیرالمؤ منین (ع ) فرستاد، عبدالرحمن بن ملجم در میان ایشان بود، نامه اى كه اسامى ایشان در آنجا نوشته شده بود در دست او بود، چون حضرت نامه را گرفت و نام ها را خواند، به نام آن ملعون رسید فرمود كه ، تویى عبدالرحمن ؟ گفت : بلى .
حضرت امیرالمؤ منین فرمود: لعنت خدا بر عبدالرحمن باد.
آن ملعون گفت : یا امیرالمؤ منین من تو را دوست مى دارم .
حضرت فرمود: دروغ مى گویى به خدا سوگند كه مرا دوست نمى دارى ، پس او سه مرتبه قسم خورد بر دوستى آن حضرت ، و حضرت سه مرتبه سوگند یاد كرد كه مرا دوست نمى دارى .
آن ملعون گفت : یا امیرالمؤ منین سه مرتبه سوگند یاد كردم كه تو را دوست دارم باور نمى كنى .
حضرت فرمود: واى بر تو، حق تعالى ارواح را دو هزار سال پیش از بدن ها خلق كرد، ایشان را در هوا ساكن گردانید، پس آنها كه در عالم ارواح با یكدیگر الفت گرفته اند و یكدیگر را شناخته اند، در این عالم با یكدیگر موافقت و محبت دارند؛ و آنها كه در آن عالم با یكدیگر الفت نداشته اند، در این عالم با یكدیگر الفت ندارند؛ روح تو را نمى شناسند و در عالم ارواح با تو الفت نداشته است .
چون آن ملعون پشت كرد، حضرت فرمود: اگر كسى خواهد كه نظر كند به قاتل من ، نظر كند به این مرد.
بعضى از حاضران گفتند: یا امیرالمؤ منین چرا او را نمى كشى ؟
فرمود: بسیار عجیب است مى گویید كه من كسى را بكشم كه هنوز مرا نكشته است .(319)




طبقه بندی: خبر دادن امیرالمؤمنین (ع) از شهادت خود، 
برچسب ها: نظر كنید به قاتل من، قاتل من،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 19 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

در جنگ جمل ، على (ع ) بدون اسلحه به میدان رفت و زبیر را طلبید و با او اتمام حجت نمود و سپس به صف سپاه اسلام بازگشت .
یارانش به آن حضرت عرض كردند: (زبیر، یكه سوار قریش است و قهرمان جنگ مى باشد، و تو دلاورى او را به خوبى مى دانى ، پس چرا بدون شمشیر و زره و سپر و نیزه ، به سوى میدان رفتى ؟! در حالى كه زبیر، خود را غرق در اسلحه نموده بود).
امام على (ع ) در پاسخ فرمود: (او قاتل من نیست ، بلكه قاتل من ، مردى بى نام و نشان ، و بى ارزش و نكوهیده نسب است ، بى آن كه به میدان دلیران آید، از روى غافل گیرى ، خواهد كشت (یعنى او تروریست است )).
واى بر او كه بدترین مردم این جهان است ، دوست دارد مادرش در سوگواریش بنشیند، او همانند (احمر) پى كننده ناقه حضرت ثمود است ، كه این دو در یك خط هستند(317) منظور حضرت ، ابن ملجم ملعون بود، و آن حضرت در این گفتار خبر از شهادت خود داد.




طبقه بندی: خبر دادن امیرالمؤمنین (ع) از شهادت خود، 
برچسب ها: قاتل من، شخصی بی نام نسب،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 19 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ