تبلیغات
بیداری افکار در رابطه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام - مطالب وصایای امیرالمؤمنین(ع)
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing

بعضى نقل كردند كه حضرت على بن ابى طالب (ع ) در شب 21 ماه رمضان (شب شهادت آن بزرگوار) ابوالفضل العباس (ع ) را در بغل گرفت و به سینه چسباند و فرمود: پسرم در روز قیامت چشمم به وسیله تو روشن مى گردد. آن گاه افزود: (ولدى اذا كان یوم عاشورا و دخلت المشرعة ایاك ان تشرب الماء و اخوك الحسین عطشانا؛(416) پسرم هنگامى كه روز عاشورا فرا رسید و بر شریعه آب وارد شدى مبادا آب بیاشامى در حالى كه برادرت تشنه باشد)، آرى آن معدن وفا مشك را پر از آب كرد ولى خود آب نیاشامید و خطاب به خویش گفت :
(اى نفس بعد از حسین ، زندگى تو ارزشى ندارد، و تو نباید بعد از او باقى بمانى ، حسین لب تشنه است و در خطر مرگ قرار دارد و آن گاه تو مى خواهى آب گوارا و خنك بیاشامى ؟! به خدا سوگند دین من اجازه چنین كارى را نمى دهد.)(417)
و به نقل بعضى فرمود: (و الله اذوق الماء و سیدى الحسینى عطشانا؛ یعنى به خدا قسم لب به آب نمى زنم در حالى كه حسین (ع ) تشنه باشد.)
در كنار شریعه فرات ، آن دریاى عشق و وفا به وصیت پدر لباس عمل پوشاند. به خود خطاب كرد: اى عباس كجا رفت غیرت تو، تو آب بیاشامى و برادرت تشنه باشد؟! به خدا قسم آن باب الحوائج آب را به دریا ریخت مشك را به دوش همتش كشید و مى خواست كه آب را به خیام حرم حسینى رساند ولى دشمنان هر دو دست را از بدن جدا كردند و مشك را تیر باران نمودند.(418)




طبقه بندی: وصایای امیرالمؤمنین(ع)، 
برچسب ها: وصیّت امیرالمؤمنین(ع) به عبّاس، علی(ع)وعباس(ع)، پدر و پسر، وصیت پدر به پسر،
نگارش در تاریخ یکشنبه 20 دی 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

پس از آن كه ابن ملجم مرادى لعنه الله بر آن حضرت ضربت زد، امام (ع ) در آن هنگام چنین وصیت فرمود: وصیت من به شما آن است كه براى خدا شریك نگیرید، و سنت محمد(ص ) را تباه نسازید، این دو ستون را بر پا داشته و این دو چراغ فروزان را روشن نگاه دارید كه در آن صورت هیچ نكوهشى بر شما نخواهد بود.
من دیروز یار شما بودم و امروز مایه عبرت شما گشته ام و فردا از شما جدا خواهم شد، اگر زنده ماندم خود ولى دم خود هستم ، و اگر بمیرم ، مرگ وعده گاه من است ، و اگر ببخشم این گذشت مایه تقرب من به خدا و حسنه اى براى شماست ، پس گذشت كنید آیا نمى خواهید كه خدا هم شما را بیامرزد؟ به خدا سوگند، پیكى از مرگ سراغم نیاید كه ناخوشایندش ‍ بدارم ، و سفیرى از مرگ از راه نرسد كه ناپسندش دارم ، و داستان من داستان كسى است كه شبانگاه در جستجوى آب بوده و بدان دست یافته و در طلب چیزى بوده و اینك به خواسته خود رسیده است ؛ و پاداش هایى كه نزد خداست براى نیكان بسى بهتر است .(415)




طبقه بندی: وصایای امیرالمؤمنین(ع)، 
برچسب ها: آخرین سفارش امیرالمؤمنین(ع)، آخرین وصایا، علی(ع)، امام(ع)و وصایایش،
نگارش در تاریخ یکشنبه 20 دی 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

فجیع عقیلى گوید: حسن بن على بن ابى طالب علیهماالسلام فرمود: چون هنگام وفات پدرم رسید شروع به وصیت نمود، فرمود: این ها مطالبى است كه على بن ابى طالب برادر محمد رسول خدا و پسر عمو و وصى و همدم و همراه او بدان وصیت و سفارش نموده است . و آغاز وصیتم این است كه گواهى مى دهم معبودى جز الله نیست ، و محمد فرستاده خدا و برگزیده اوست ، خداوند او را با علم خود اختیار كرد، و او را براى اختیار و انتخاب خود برگزید (گواهى مى دهم ) كه خداوند مردگان را از قبرها برانگیزاند، و از مردم در مورد اعمالشان باز خواست مى كند، و او به آن چه در سینه ها نهان است داناست .
اى حسن او را كه وصى بودن تو به تنهایى كافى است سفارش مى كنم بدان چه رسول خدا (ص ) به من سفارش فرمود:
1 پسر جان من چون زمانش (تحقق وصیت ) فرا رسد در خانه بنشین ، و بر خطاهایت گریه كن ، (413) و نباید كه دنیا بزرگ ترین هم و فكر تو باشد.
2 پسر جانم تو را به گزاردن نماز در وقت خود، و پرداخت زكات به اهلش در هنگام حلول وقتش ، خاموشى در برابر امور تردیدآمیز و اشتباه برانگیز، و میانه روى در عمل ، و رعایت عدالت در خشنودى و خسم ، و خوش رفتارى با همسایگان ، و مهمان نوازى ، و مهربانى به تهى دستان و رنج دیدگان بى بضاعت ، و حفظ پیوند با فامیل ، و دوستى و هم نشینى با فقرا و مساكین ، و فروتنى كه از برترین عبادات است ، و كوتاه داشتن آرزو، و یادآورى مرگ ، زهد و بى رغبتى به دنیا، سفارش مى كنم كه همانا تو در گرو مرگ ، و هدف بلا، و مغلوب مرض و بیمارى هستى .
3 تو را به ترس از خدا در نهان و آشكار سفارش مى كنم ،
4 و از شتاب در گفتار و كردار نهى مى نمایم ،
5 و چون كار آخرتى پیش آمد در انجام آن بشتاب .
6 و چون كار دنیایى پیش آمد شتاب نورز و خوب فكر كن تا به رشد و خیر خودت در آن كار برسى .
7 و از جاهایى كه بودن تو در آن موجب متهم شدن توست و نیز از مجلسى كه بدان گمان بد مى رود بپرهیز كه همنشین ناباب همنشین خود را دگرگون سازد.
8 پسر جانم براى خدا كار كن ،
9 و از سخن ناروا دورى گزین ،
10 و به كارهاى پسندیده امر كن ،
11 و از زشتى ها نهى نما،
12 و با برادران دینى در راه خدا برادرى كن ،
13 و نیكوكار را به خاطر نیكوكاریش دوست بدار،
14 و با فاسق به جهت حفظ دین خود مدارا بنما، و او را در دل دشمن دار،
و در اعمال خود از وى فاصله بگیر تا مثل او نباشى .
15 از نشستن در سركوى و برزن بپرهیز.
16 و بحث و جدل را با كسى كه عقل و دانشى ندارد رها ساز.
17 پسر جانم در زندگانى و نیز در عبادت خود راه اعتدال و میانه روى را پیش گیر،
18 و در عبادت به كارى كه مداوم و مورد توان توست بپرداز،
19 و پیوسته خاموش باش تا سالم بمانى ، و كردار نیكى براى خودت پیش فرست تا غنیمت برى ،
20 و نیكى را یادگیر تا آگاهى یابى ،
21 و در هر حال یاد خدا باش ،
22 با خردسالان خانواده ات مهربان باش ،
23 و بزرگسالانش را احترام بگذار،
24 و طعامى را مخور تا این كه پیش از خوردن چیزى از آن را صدقه دهى .
25 پیوسته به روزه دارى بپرداز كه آن زكات بدن و سپر روزه دار (از آتش دوزخ ) است ،
26 و با نفس خود جهاد كن ،
27 و از هم نشین خود در حذر باش ،
28 و از دشمنت دورى گزین ،
29 و بر تو باد به مجالسى كه در آنها یاد خدا مى شود، و فراوان دعا كن .
30 پسر جانم راستى كه چیزى از خیرخواهى و نصیحت را از تو فرو گذار ننمودم ، و اینك زمان جدایى من و تو فرا رسیده است . تو را به برادرت محمد(ابن حنفیه ) سفارش به خیر مى كنم كه او برادر و فرزند پدر تو است ، و از میزان دوستى من نسبت به او، باخبرى .
31 و اما برادرت حسین كه او فرزند مادر توست (و نیازى به سفارش ‍ ندارد)، و بیش از این در این باره سفارش نمى كنم ، خداوند كفیل من بر شماست ، و از او مى خواهم كه شما را به صلاح آورد، و شر جفاكاران سركش را از شما باز دارد، و صبر را پیشه سازید تا خداوند خودش زمام امر را به دست گیرد (حكومت را به دست اهلش بسپارد) و هیچ حركت و نیرویى نیست جز به خداى برتر و بزرگ ).(414)




طبقه بندی: وصایای امیرالمؤمنین(ع)، 
برچسب ها: وصایای امیرالمؤمنین(ع)به امام حسن(ع)، وصایا، امام(ع)، مولا حسن(ع)، پس از شهادت امام(ع)،
نگارش در تاریخ یکشنبه 20 دی 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

كلینى و سید رضى به سندهاى معتبر روایت كرده اند كه چون امیرالمؤ منین (ع ) را ضربت زدند اصحاب آن حضرت بر دور او جمع شدند و گفتند، یا على ! وصیت كن ، حضرت فرمود: بالش براى من بیاورید و مرا تكیه دهید. پس فرمود: حمد مى كنم خدا را به حمدى كه در خور بزرگوارى اوست و او مى پسندد، در حالتى كه متابعت كننده ام امر او را و شهادت مى دهم به یگانگى خداوند واحد احد صمد، چنانچه خود را به آن وصف نموده است ، ایها الناس هر كس در گریختنش مى رسد به آنچه از آن مى گریزد، و هر جانى را مى كشند به سوى اجل مقدرش ، و از مرگ گریختن عین رسیدن به مرگ است ، و چه بسیار تفكر كردم در ایام روزگار و تفكر نمودم در مكنون علم قضا و قدر پروردگار، آن علمى است كه حق تعالى نخواسته است كه ظاهر گردد و در پرده هاى غیب مكنون است .
اما وصیت من به شما آن است كه : شرك به خداوند بزرگوار خود نیاورید و هیچ چیز در عبادت با او شریك مگردانید، سنت و طریقه محمد (ص ) را ضایع مكنید، و كتاب خدا و سنت آن حضرت را بر پا بدارید، و حسن و حسین (ع ) را كه دو چراغ راه هدایتند روشن بدارید تا از طریقه حق متفرق نگردید، محل ملامت و مذمت نخواهید بود، حق تعالى هر كس را به قدر طاقتش بر او بار كرده است و تكلیف را بر جاهلان سبك گردانیده است ، خداوند شما پروردگارى است رحیم ، و پیشواى شما امامى است دانا، و ملت شما دینى است درست . من دیروز مصاحب شما بودم و امروز محل عبرتم از براى شما، و فردا از شما مفارقت مى نمایم ، پس دلى به دنیا نبسته بودم ، و در دنیا چنان بودم كه كسى در سایه درختى نشسته باشد، و آن سایه به زودى از سر او بگردد، یا آنكه باد خاشاكى چند نزد او جمع كرده باشد و به زودى پراكنده گرداند، یا آنكه پاره ابرى سایه بر سر كسى افكنده باشد و به زودى آن سایه از سر او بگردد.
و من در میان شما مجاورى بودم كه بدنم چند روزى با شما مجاورت مى نمود و روحم به ملا اعلا متعلق بود، به زودى از من بدنى خواهید دید خالى از روح ، و ساكن بعد از آن حركت ها كه از او مشاهده مى كردید، و شجاعت هایى كه از او مى دیدید، و خاموش خواهد بود بعد از آن خطبه هایى كه از او مى شنیدید، و علوم الهى و مناقب ربانى كه از او فرا مى گرفتید، باید كه پند گیرید از حال من ، و از ساكن شدن حركت هاى من ، و از بیكار ماندن اعضاى من ، زیرا كه پند دهنده تر است شما را از هر سخن گوى بلیغى ، زورهاى مرا، و بزرگى هاى مرا دیدید و آنچه از قدر و منزلت من از شما پنهان است در آن روز ظاهر خواهد شد. چون من از میان شما بروم ، قدر مرا خواهید شناخت ، چون دیگرى به جاى من نشیند مرا یاد خواهید كرد.
اگر باقى بمانم خود ولى خون خود خواهم بود، و اگر بروم فنا و نیستى وعده گاه ماست ، پس اگر عفو كنید عفو از براى من قربت است و از براى شما حسنه است ، پس عفو كنید و از بدى هاى مردم درگذرید، آیا نمى خواهید كه حق تعالى شما را بیامرزد، زهى حسرت بر صاحب عقلى كه عمرش در قیامت بر او حجت باشد، یا ایام زندگانى او را به بدبختى و شقاوت اندازد، بگرداند خدا ما را و شما را از آنها كه رغبت دنیا مانع نمى گردد ایشان را از اطاعت حق تعالى و بعد از مرگ بر ایشان عذابى و شدتى نازل نمى شود، به درستى كه ما همه از براى مرگ آفریده شده ایم و بازگشت ما به سوى مرگ است ، پس روى كرد به سوى امام حسن (ع ) و فرمود: یك ضربت بر او بیشتر مزن به جاى یك ضربت كه بر من زده است ، هر چند اگر بیشتر از یك ضربت بزنى گناهكار نیستى .(412)




طبقه بندی: وصایای امیرالمؤمنین(ع)، 
برچسب ها: وصایای امیرالمؤمنین(ع)هنگام مرگ، وصایا، علی(ع)، مرگ،
نگارش در تاریخ یکشنبه 20 دی 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

كلینى و ابن بابویه و شیخ مفید و شیخ طوسى و سایر محدثان به طریق بسیار از حضرت امام حسن و امام موسى كاظم (ع ) و سلیم بن قیس ‍ هلالى روایت كرده اند كه چون امیرالمؤ منین (ع ) اراده وصیت نمود، جمیع فرزندان و اهل بیت و سركرده هاى شیعه خود را جمع كرد، و حضرت امام حسن (ع ) را وصى و خلیفه خود گردانید، و نص بر امامت آن حضرت نمود، و كتاب هاى الهى و صحف پیغمبران و علوم گذشتگان و سلاح و زره رسول خدا (ص ) و سایر آثار آن حضرت و آثار معجزات سایر پیغمبران را به آن حضرت تسلیم نمود و فرمود: اى فرزند گرامى ! رسول خدا(ص ) مرا امر كرد كرد كه تو را وصى خود گردانم و كتاب ها و اسلحه كه نزد من است به تو تسلیم نمایم چنانچه حضرت رسول خدا(ص ) مرا وصى خود گردانید و كتاب ها و اسلحه خود را تسلیم من نمود، و امر كرد مرا كه تو را امر كنم كه چون وقت وفات تو شود، برادرت حسین را وصى خود گردانى و اینها را به او تسلیم نمایى ، پس رو كرد به سوى امام حسین (ع ) و فرمود: امر كرد تو را رسول خدا (ص ) كه چون وقت شهادت تو شود، فرزند خود على بن الحسین را وصى خود گردانى و اینها را به او تسلیم نمایى ، پس رو به جانب على بن الحسین (ع ) گردانید و فرمود: رسول خدا(ص ) تو را فرموده است كه در وقت وفات خود، پسر خود محمد بن على را وصى خود گردانى و اینها را به او تسلیم نمایى ، چون او را دریابى از جانب رسول خدا(ص ) و از جانب من او را سلام برسان .
پس رو كرد به سوى حضرت امام حسن (ع ) و فرمود: اى فرزند گرامى ! تویى صاحب امامت و خلافت بعد از من ، و اختیار كشنده من با توست ، اگر خواهى از او عفو كن و اگر خواهى به یك ضربت او را بكش ، پس ‍ فرمود: بنویس وصیت مرا:
بسم الله الرحمن الرحیم
این وصیت نامه على بن ابیطالب است ، وصیت مى كند كه گواهى مى دهم به وحدانیت حق تعالى و آنكه او را شریكى نیست ، و گواهى مى دهم كه محمد(ص ) بنده و رسول خدا است ، كه او را با هدایت و دین حق فرستاده است تا غالب گرداند او را بر همه دین ها هر چند مشركان نخواهند، پس بدانید كه نماز من و حج من و عبادت من و زندگانى من و مردن من همه از براى پروردگار عالمیان است ، و كسى را با او شریك نمى گردانم ، و به این ماءمور شده ام ، و من از جمله مسلمانم .
پس وصیت مى كنم تو را اى حسن و جمیع اهل بیت و فرزندان خود را و هر كه این نامه من به او برسد به تقوى و پرهیزگارى خداوند عالمیان كه پروردگار شماست كه نمى رید مگر با دین اسلام ، و چنگ بزنید در ریسمان خدا كه كتاب خدا و اهل بیت رسول خداست ، و همه بر طریق حق مجتمع باشید و پراكنده مشوید، به درستى كه شنیده ام از رسول خدا(ص ) مى فرمود: كه اصلاح كردن در میان مردم بهتر است از نماز و روزه ، به درستى كه فساد كردن در میان مردم دین را زایل مى گرداند و هلاك كننده خلق است ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم .
نظر كنید خویشان خود را و احسان كنید نسبت به ایشان تا حق تعالى حساب قیامت را بر شما آسان گرداند، و خدا را به یاد آورید در باب یتیمان كه ایشان به گرسنگى نیفتند و ضایع نگردند در حضور شما، به درستى كه شنیدم از رسول خدا(ص ) كه : هر كه یتیمى را در عیال خود داخل گرداند تا مستغنى شود، حق تعالى بهشت را از براى او واجب گرداند، چنانچه براى خورنده مال یتیم جهنم را واجب گردانیده است و خدا را به یاد آورید در باب قرآن و كسى بر شما پیشى نگیرد در عمل كردن به آن ، و خدا را به یاد آورید در حق همسایگان خود، به درستى كه رسول خدا(ص ) آنقدر در باب همسایگان ما را وصیت كرد كه گمان كردیم میراثى از براى ایشان مقرر خواهد فرمود.
و خدا را به یاد آورید در باب خانه پروردگار خود كه هرگز از شما خالى نباشد تا هستید، زیرا كه اگر ترك كنید حج خانه كعبه را، مهلت نخواهید یافت و به زودى عذاب خدا بر شما نازل خواهد شد، و كمتر ثوابى كه به حاجیان بیت الله مى دهند آن است كه گناهان گذشته ایشان را مى آمرزد. و خدا را به یاد آورید در باب نماز كه آن بهترین عمل هاست و ستون دین شماست ، و خدا را به یاد آورید در باب زكات كه آن غضب پروردگار شما را فرو مى نشاند. و خدا را به یاد آورید در باب روزه ماه مبارك رمضان آن براى شما سپرى است آتش جهنم ، و خدا را به یاد آورید در باب فقرا و مساكین ، ایشان را شریك كنید با خود در معاش خود.
و خدا را به یاد آورید در جهان كردن در راه خدا به مال هاى خود و جان هاى خود و زبان هاى خود، بدانید كه جهاد نمى توان كرد در راه خدا مگر به مدد امامى كه پیشواى راه هدایت باشد یا كسى كه اطاعت كننده او باشد و به هدایت او هدایتى یافته باشد. و خدا را به یاد آورید در باب ذریه پیغمبر شما كه ستم بر ایشان نكنند در حضور شما و حال آنكه قادر باشید كه دفع ظلم از ایشان كنید، و از خدا بترسید در باب اصحاب پیغمبر و رعایت نمایید آنها را كه بدعتى در دین خدا نكرده اند و صاحب بدعتى را پناه نداده اند، به درستى كه حضرت رسالت (ص ) وصیت نمود در حق این گروه از صحابه خود و لعنت كرد كسى را كه بدعتى كند از صحابه و غیر صحابه و كسى را كه صاحب بدعتى را پناه دهد و یارى كند، و از خدا بترسید از زنان و غلامان و كنیزان خود، به درستى كه آخر چیزى كه پیغمبر شما به آن تكلم نمود، این بود كه وصیت مى كنم شما را در حق دو ضعیف : زنان شما و غلامان و كنیزان شما.
پس سه مرتبه فرمود: نماز را رعایت كنید، و در راه خدا مترسید از ملامت ملامت كنندگان ، حق تعالى كفایت كند از شما هر كه را اذیت رساند به شما و ستم كند بر شما، و با مردم سخن نیك بگویید چنانچه حق تعالى در قرآن شما را امر نموده است و ترك مكنید امر به نیكى ها و نهى از بدى ها را كه اگر ترك كنید خدا بدان شما را بر شما والى مى گرداند، چون دعا كنید دعاى شما مستجاب نمى شود.
بر شما باد اى فرزندان من به نیكى كردن و بخشش كردن و مهربانى با یكدیگر، و زنهار بپرهیزید از دورى كردن و بدى كردن و پراكنده شدن از یكدیگر، و معاونت كنید یكدیگر را بر نیكى و تقوى ، و معاونت مكنید یكدیگر را بر گناه و ظلم ، و از عذاب الهى بپرهیزید كه عقاب او شدید است ، خدا حفظ نماید شما را اى اهل بیت و حفظ كند در میان شما حرمت پیغمبر شما را، به خدا مى سپارم شما را، سلام و رحمت و بركات الهى بر شما باد.
پس پیوسته (لا اله الا الله ) مى گفت تا به رحمت الهى واصل شد در شب بیستم و سوم ماه مبارك رمضان در شب جمعه در سال چهلم هجرت ، و در شب بیست و یكم ضربت به آن حضرت رسیده بود.(411)




طبقه بندی: وصایای امیرالمؤمنین(ع)، 
برچسب ها: سپردن امر خلافت به امام حسن (ع)، امام(ع)و خلافت بعد از او، امیرالمؤ«نین(ع)و خلافت بعد از او،
نگارش در تاریخ جمعه 18 دی 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ