تبلیغات
بیداری افکار در رابطه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام - مطالب آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing
پس از هجوم بر خانه على (ع )، على (ع ) ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت كشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش ‍ كوبید و خواست او را بكشد. ولى سخن پیامبر (ص ) و وصیتى را كه به او كرده بود، بیاد آورد و فرمود: (اى پسر صهاك ، قسم به آن كه محمد را به پیامبرى مبعوث نمود، اگر نبود مقدرى كه از طرف خداوند گذشته و عهدى كه پیامبر (ص ) با من نموده است مى دانستى كه تو نمى توانى به خانه من داخل شوى ).(129)


طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: دفاع امیرالمؤمنین (ع) از حضرت فاطمة الزّهراء (س)، دفاع امام(ع) از مادر(س)،
نگارش در تاریخ جمعه 6 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
نصى در دست داریم كه مى گوید: وقتى على (ع ) را گرفتند، این فاطمه (س ) بود كه او را نجات داد. لذا او را زدند. این نص مى گوید: (فاطمه (س )، در كنار در، بین شوهرش و مهاجمان حایل شد. قنفذ با تازیانه او را زد...)(128)


طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: نجات امیرالمؤمنین (ع) توسط فاطمة الزّهراء (س)، نجات امام (ع)به وسیله امّ ابیها(س)،
نگارش در تاریخ جمعه 6 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
عمر فرستاد و كمك خواست . مردم هم آمدند تا داخل خانه شدند، و امیرالمؤ منین (ع ) هم سراغ شمشیرش رفت .
قنفذ نزد ابوبكر برگشت در حالى كه مى ترسید على (ع ) با شمشیر سراغش ‍ بیاید، چرا كه شجاعت و شدت عمل آن حضرت را مى دانست .
ابوبكر به قنفذ گفت : (برگرد، اگر از خانه بیرون آمد (دست نگه دار) و گرنه در خانه اش به او هجوم بیاور، و اگر مانع شد خانه را بر روى آنها به آتش بكشید)! قنفذ ملعون آمد و با اصحابش بدون اجازه به خانه هجوم آوردند. على (ع ) سراغ شمشیرش رفت ، ولى آنان زودتر به طرف شمشیر آن حضرت رفتند، و با عده زیادشان بر سر او ریختند. عده اى شمشیرها را به دست گرفتند و بر آن حضرت حمله شدند و او را گرفتند و بر گردن او طنابى انداختند.
حضرت زهرا (س ) جلو در خانه ، بین مردم و امیرالمؤ منین (ع ) مانع شد. قنفذ ملعون با تازیانه به آن حضرت زد، به طورى كه وقتى كه حضرت از دنیا مى رفت در بازویش از زدن او اثرى مثل دستبند بر جاى مانده بود. خداوند قنفذ را و كسى كه او را فرستاد لعنت كند.(127)



طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: به آتش کشیدن خانه حضرت فاطمة الزّهراء (س)، به آتش كشیدن درب خانه مولا(ع)،
نگارش در تاریخ جمعه 6 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
پیامبر (ص ) به على (ع ) فرمود: ان لك كنزا فى الجنة انت ذوقرنیها. (تو در بهشت داراى گنجى مى باشى ، تو صاحب دو شاخ بهشتى هستى )، (منظور از دو شاخ ، حسن (ع ) و حسین (ع ) هستند كه زینت بهشت مى باشند).
مرحوم شیخ صدوق مى گوید: از بعضى از اساتید شنیدم كه مى گفت : منظور از آن گنج (محسن ) فرزند على (ع ) است كه بر اثر فشار بین دو دیوار، از فاطمه (س ) سقط شد، و آن استاد چنین استدلال كرد كه روایت شده : (فرزند سقط شده انسان ، بطور جد و خشم آلود، كنار در بهشت توقف مى كند، به او گفته مى شود: وارد بهشت بشو، در پاسخ مى گوید: وارد بهشت نمى شوم تا پدر و مادرم قبل از من وارد بهشت گردند)...(126)



طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: گنج امیرالمومنین (ع) در قیامت، گنج امام(ع)در معاد،
نگارش در تاریخ جمعه 6 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
مهاجمان چنان زهرا (س ) را زدند كه فرزندش را سقط كرد اما احدى نه از مهاجمان و نه از دیگران ، كوچك ترین اعتراضى نكرد. آیا اگر از عمر مى ترسیدند، از قنفذ، یا مغیرة بن شعبه و امثال این دو هم مى ترسیدند؟!(125)


طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: سقط شدن فرزند فاطمة الزّهراء (س)، سقط شدن فرزند،
نگارش در تاریخ جمعه 6 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
او مظلوم است زیرا شاهد كتك خوردن همسر خویش و صدمه وارد كردن بر اوست . نوشته اند كه فریاد فاطمه (س ) بلند شد كه كودكم را كشتند. فاطمه (س ) به خاك افتاده و بیهوش شد و على (ع ) پارچه اى بر روى او كشید.(122) و دشمن از این حذر نكرد ریسمان یا بندى بر گردن امام (ع ) افكند و او را به زور به مسجد برد.(123) و البته امام (ع ) بدین مقدار قادر به دفاع از خود بود و مى توانست گریبان خود را از چنگ آنها خلاص ‍ كند.
عمر، خود در سخنى این اعتراف را كرده بود كه اگر نرمخویى على نبود احدى قادر به تسلط بر او نبود.(124) و محكوم الحكم لمن غلب است . زیرا گروهى از سردمداران كوشیده اند ناراضیان ، عقده داران ، و كین خواهان را به دور هم جمع كرده و چنان بلایى را براى عالم اسلام پدید آوردند. دشمن چنان گستاخ و بى شرم است كه وارد حریم زندگى كسى مى شود كه سرنوشت كفر و اسلام را معین كرده است و خانه اش مركز هبوط فرشتگان خداست .



طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: شاهد کتک خوردن همسرش، شاهد درد،
نگارش در تاریخ جمعه 6 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

نمى دانى چرا در را آتش زدند، آنان مى خواستند آن نور را خاموش كنند. نمى دانى سینه فاطمه (س ) چیست و میخ چه و پهلوى شكسته زهرا (س ) را چه حال ؟ نمى دانى سقط جنین است ؟ و سرخى چشم او از چه ؟ و گوشواره شكسته را چه حال ؟! در برابر دیدگان على (ع )، آن بلند طبع غیرتمند، وارد خانه شدند، در حالى كه فاطمه (س ) لباس خانه بر تن داشت . و به ستم شیر خدا را در محاصره گرفتند و او را هم چون شتر مهار شده ، كشان كشان بردند و زهراى بتول به دنبالش روان ، و پایش به لباسش ‍ كه بر روى زمین كشیده مى شد گیر مى كرد و چنان ناله مى كرد كه دل را كباب مى كرد، و سنگ را آب . فاطمه (س ) از آنان مى خواست كه پسر عمویم على (ع ) را رها كنید و الا از شما به خداى سمیع و بصیر شكایت مى كنم . نه تنها حرمتش را نگه نداشتند بلكه او را ترساندند و على را همچون اسیر، ریسمان به گردن بردند... على (ع ) مى دید و مى شنید و شمشیرش را تیز و آماده و بازویش قوى و توانا، اما وصیت برادرش پیغمبر (ص ) او را باز مى داشت و آنچه مقدور كسى نیست ، بر او بار مى كرد. چه مصیبتهایى كه اگر بخواهم بیان كنم ، كلام به درازا مى كشد، در زمانى كوتاه بر این پاكیزه فرود آمد. اى پسر طه ! چگونه پس از آن كه چشمش را سرخ كردند، به اطراف مى نگریست ؟ برایش گریه و ناله كن كه دشمنانش او را از گریه و ناله هم منع كردند. گویى كه مى بینم سیل اشك از چشمانش روان است ، و مى گوید، مرا نبینى كه پس از بیت الاحزان ، خانه شادى و سرور برگزینم . اى پسر فاطمه (س )! كى ، پیش از قیامت جبت و طاغوت (آن دو را براى مجازات ) زنده خواهى كرد.(121)




طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: از شما به خدای سمیع و بصیر شكایت میكنم، شكایت امام(ع) به پروردگار،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

على (ع ) نخواست شمشیر بردارد و حق خویش را به زور تصاحب كند، كسانى كه در تاریخ زندگى آن حضرت پژوهش كرده اند، در مى یابند كه امام به دو دلیل دست به شمشیر نبرد:
نخست ، آن كه آن حضرت در یاران خود آمادگى لازم براى چنین كارى نمى یافت . زیرا آنان چنین اقدامى را نوعى ماجرا جویى تلقى مى كردند.
دوم ، آن كه آن حضرت بیم آن را داشت كه كسانى كه هنوز پرتو ایمان در دلهایشان نفوذ نكرده بود از اسلام روى گردان شوند و به راه ارتداد كام نهند.
على (ع ) خود در مناسبت هاى مختلف به همین دو عامل اشاره كرده است . آن جا كه مى فرماید: پس به رسول خدا (ص ) عرض كردم اگر خلافت را از من بگیرند، باید چه كنم ؟
فرمود: (اگر یارانى یافتى به سوى آنان بشتاب و با ایشان جهاد كن و گرنه اقدامى مكن و خونت را پاس دار تا در حالى كه مظلوم واقع شده اى ، به من ملحق گردى ).(120)




طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: علّت سكوت امیرالمؤمنین (ع)، علت سكوت امام(ع)،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

امیرالمؤ منین على (ع ) در سخنى به عمر گفت :
(... و این آتشى است كه شما در خانه ام برافروخته اید تا من ، فاطمه (س ) دختر رسول خدا (ص )، فرزندانم حسن (ع ) و حسین (ع ) و زینب (س ) و ام كلثوم را بسوزانید.)(116)
نامه معاویه به على (ع ) و پاسخ آن حضرت به او دلالت دارد كه رفتار خشونت آمیزى بر ضد على (ع ) به كار گرفته و او را به زور براى بیعت ، آوردند.
معاویه گفت : على (ع ) در بیعت با خلفا تاءخیر كرد. پس او را همچون شتر مهار شده براى بیعت مى راندند تا به اكراه بیعت كرد.(117)
معاویه به على (ع ) گفت : تو به ابوبكر حسادت كردى و بر او رشك بردى ، و در صدد تباهى او بر آمدى ، و در خانه ات نشستى ، و گروهى از مردم را اغوا كردى تا در بیعت با ابوبكر تاءخیر كردند... هیچ یك از خلفا نبود مگر این كه تو به واسطه رشك و حسد بر او ستم كردى ، و در بیعت با او تاءخیر نمودى ، تا این كه تو را همچون شتر بینى مهار كرده ، مى راندند تا به زور بیعت كردى .(118)
على (ع ) در پاسخ او نوشت : (و گفتى مرا چون شتر مهار كرده مى راندند تا بیعت كنم . به خدا كه خواستى نكوهش كنى ، ستودى ، و رسوا سازى ولى خود را رسوا نمودى . مسلمان را چه نقصان كه مظلوم باشد و در دین خود بى گمان ؟...)(119)
این روایت دلالت دارد كه آنان وارد خانه على (ع ) شدند و او را به زور بیرون آوردند. این بیانگر آن است كه حرمت زهرا (س ) را كه به تصریح روایات ، با تمام توان جلوى آنان ایستاد، رعایت نكردند، البته این روایت تصریح نكرده كه آنان متعرض شخص زهرا (س ) شده باشند.




طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: حرمت فاطمة الزّهراء (س) را شكستند، حرمت مادر اهل بیت(س) راشكستند،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

عمر، و خالد بن ولید، قنفذ و عبدالرحمن بن ابى بكر بیرون رفتند، و راه خود را در پیش گرفتند. على (ع ) فریاد كشید: اى فضّه ! بانویت ، همچون زنان قبیله ، او را تیماردار كه در اثر لگد، و اصابت در به شكمش ، درد زایمان او را در برگرفته است .
سپس محسن را سقط كرد.
امیرالمؤ منین (ع ) گفت : او به جدش رسول خدا (ص ) ملحق شد و به او شكایت خواهد كرد...
محسن مى آید، خدیجه دختر خویلد، و فاطمه دختر اسد مادر امیرالمؤ منین (ع ) او را مى آوردند، آنان فریاد مى كشند، و مادر فاطمه (س ) مى گوید: این روز شماست كه وعده داده شدید.
مفضل به امام صادق (ع ) گفت : آقاى من ! درباره این فرموده خداوند: (و اذا الموودة سئلت باءى ذنب قتلت )، چه مى گوید؟
امام فرمود: مفضل ! به خدا قسم ، مؤ وده ، محسن است . زیرا او از ماست و بس .
هر كه جز این گفت ، او را تكذیب كنید.
مفضل گفت : آقایم ! سپس چه ؟
امام فرمود: فاطمه (س ) دختر رسول خدا (ص ) به پا مى خیزد و مى گوید: خداوند! به وعده اى كه به من داده اى عمل كن درباره كسى كه به من ظلم و ستم كرد، و حق مرا غصب نمود، و مرا زد و...(115)




طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: شهید شدن محسن فاطمة الزّهراء (س)، شهادت محسن(ع)،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

در كتاب سلیم بن قیس : (به در خانه على (ع ) رسید. فاطمه (س ) پشت در نشسته بود. عمر آمد و در را زد و ندا داد: پسر ابى طالب ! در را باز كن .
فاطمه (س ) گفت : عمر! با ما چه كار دارى ؟ چرا ما را به حال خودمان رها نمى كنى ؟
گفت : در را باز كن و الا آن را به رویتان آتش مى زنیم ... سپس در را آتش ‍ زد. عمر در را به داخل فشار داد. فاطمه (س ) به طرفش آمد و فریاد كشید: پدر!...)(110)
عمر: (لگدى به در زدم . فاطمه (س ) شكمش را به در چسبانده بود و مانع آن مى شد... در را به داخل راندم و وارد شدم . فاطمه (س ) به گونه اى به طرفم آمد كه جلوى چشمانم را گرفت ...)(111)
عمر: (چون به جلوى در رسیدم ، فاطمه (س ) به محض دیدن آنها در را به رویشان بست و شك نداشت كه كسى بدون اجازه اش بر او وارد نخواهد شد. عمر لگدى به در كوبید و آن را كه از چوب خرما بود شكست . سپس وارد شدند)(112)
زهرا (س ): (و آتش آوردند كه خانه و ما را آتش زنند. پس به پشت در تكیه دادم و آنان را به خداوند قسم ...)(113)
عمر: (فاطمه (س ) با دست هایش در را گرفته بود تا مرا از باز كردن آن باز دارد. پس دوباره تلاش كردم . اما نتوانستم . پس با تازیانه به دست هایش زدم . چنانكه دردش گرفت ... لگدى به در كوبیدم . فاطمه (س ) شكمش را به در چسبانده بود تا آن را نگه دارد... در را به داخل راندم و وارد شدم . فاطمه (س ) به گونه اى به طرفم آمد كه جلو چشمانم را گرفت . یك سیلى از روى روبند به گونه هایش زدم ، گوشواره اش كنده شد و به زمین افتاد. على (ع ) بیرون آمد. چون احساس كردم كه مى آید، به سرعت به بیرون خانه دویدم و به خالد، و قنفذ، و همراهانشان گفتم : از خطر عظیمى نجات یافتم و عده كثیرى جمع كردم ، نه براى اینكه شمارشان از على (ع ) بیشتر شود، بلكه بدان جهت كه قلبم بدان تقویت شود، آمدم و على (ع ) را كه در محاصره بود، از خانه اش بیرون آوردم ...)(114)




طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: فاطمة الزّهراء (س) در پشت درب، مادر (س)پشت درب آتش گرفته،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

هجوم عمر، و قنفذ و خالد بن ولید و سیلى زدن عمر به گونه زهرا (س ) چنان كه گوشواره اش از زیر مقنعه دیده شد، و فاطمه (س ) بلند مى گریست و مى گفت :
(وا ابتاه ، وا رسول اللّه (ص )، دخترت فاطمه (س ) تكذیب مى شود، او را مى زنند و فرزندش در شكمش كشته مى شود).
و بیرون آمدن امیرالمؤ منین (ع ) از خانه با چشمانى سرخ و سر برهنه كه جامه اش را براى فاطمه (س ) انداخت و او را به سینه اش چسباند و به فاطمه (س ) گفت : دختر رسول خدا (ص )! مى دانى كه خداوند پدرت را براى عالمیان رسول رحمت فرستاد...
سپس گفت : اى پسر خطاب ! واى بر تو از امروزت ، و پس از آن ، و روزگارى كه در پى آن خواهد آمد، پیش از آن كه شمشیرم را بكشم و باقیمانده امت را از بین ببرم ، از خانه بیرون شو.(109)




طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: سیلی زدن به فاطمة الزّهراء (س)، سیلی به مادر (س)،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

در روایت دیگرى آمده كه عمر گفت : (جنایت بزرگى مرتكب شدم كه بر خود ایمن نیستم این على (ع ) است كه از خانه بیرون زده ، و من و شما با هم تاب مقاومت در برابر او را نداریم . على (ع ) بیرون آمد. فاطمه (س ) دستانش را به سر برد تا آن را نمایان سازد و از آنچه بر او وارد شده به درگاه خداوند استغاثه كند...)(108)




طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: بیرون آمدن امیرالمؤمنین (ع) از خانه، بیرون آمدن از خانه،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

نصّى داریم ، كه مى گوید: على (ع ) براى نجات زهرا (س ) اقدام كرد ولى مهاجمان فرار نمودند و با او مقاله نكردند. نص مروى از عمر بیان مى كند كه عمر لگدى به در كوفت و موجب سقط جنین فاطمه (س ) شد؛ عمر وارد شد و از روى روبند به گونه اى زهرا (س ) زد. (على (ع ) بیرون آمد. وقتى احساس كردم كه مى آید، به بیرون از خانه فرار نمودم . و به خالد و قنفذ، و همراهانشان گفتم : از خطرى عظیم نجات پیدا كردم ).(107)




طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: نجات فاطمة الزهراء (س) توسط امیرالمؤمنین (ع)، نجات امام(ع) به وسیله مادر مهربان شیعیان(س)،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

عمر بن خطاب ، نامه اى براى معاویه نوشت و در آن نامه (در رابطه با ماجراى بیعت و سوزاندن در خانه ) چنین آمده است . (... به خانه على (ع ) رفتم با مشورت قبلى كه در مورد اخراج او از خانه (باقوم ) كرده بودم ، فضّه (كنیز خانه على ) بیرون آمد، به او گفتم : به على بگو بیرون آید و با ابوبكر بیعت كند، زیرا همه مسلمین با او بیعت كرده اند.
فضه گفت : امیرمؤ منان على (ع ) مشغول (جمع آورى قرآن ) است ، گفتم ؛ این حرفها را كنار بگذار، به على (ع ) بگو بیرون بیاید، و گرنه ما وارد خانه مى شویم ، و او را به اجبار، بیرون مى آوریم . در این هنگام فاطمه (س ) بیرون آمد و پشت در ایستاد و گفت : (اى گمراهان دروغگو، چه مى گویید و از ما چه مى خواهید؟!)
گفتم : اى فاطمه !، گفت : چه مى خواهى اى عمر!
گفتم : چرا پسر عمویت تو را براى جواب ، به این جا فرستاده و خودش در پشت پرده حجاب نشسته است ؟!
فاطمه (س ) به من گفت :
طغیانك یا عمر! اخرجنى ، و الزمك الحجة و كلّ ضالّ غوّى .
(طغیان و تعدّى تو بود كه مرا از خانه بیرون آورد و حجت را بر تو تمام كرد و همچنین حجت را بر هر گمراه منحرف ، كامل نمود).
گفتم : این حرفهاى بیهوده و زنانه را كنار بگذار و به على (ع ) بگو از خانه بیرون آید.
گفت : (لا حب و لا كرامة ...) (دوستى و كرامت ، لایق تو نیست ، آیا مرا از حزب شیطان مى ترسانى اى عمر! بدان كه حزب شیطان ضعیف و ناتوان است ).
گفتم : اگر على (ع ) از خانه بیرون نیاید، هیزم فراوانى به این جا بیاورم ، و آتشى برافروزم و خانه و اهلش را بسوزانم ، و یا این كه على (ع ) را براى بیعت به سوى مسجد مى كشانم ، آنگاه تازیانه (قنفذ را گرفتم و فاطمه را با آن زدم ، و به خالد بن ولید گفتم : تو و مردان دیگر هیزم بیاورید، و به فاطمه (س ) گفتم : خانه را به آتش مى كشم .
گفت : اى دشمن خدا و اى دشمن رسول خدا (ص ) و اى دشمن امیرمؤ منان ! و هماندم دو دستش را از در بیرون آورد كه مرا از ورود به خانه باز دارد، من او را دور نموده و با شدت در را فشار دادم ، و با تازیانه ام بر دست هاى او زدم ، تا در راه رها كند از شدت درد تازیانه ، ناله كرد و گریست ، گریه و ناله اش آنچنان جانسوز بود كه نزدیك بود دلم نرم شود و از آن جا منصرف شوم و بر گردم ، به یاد كینه هاى على (ع ) و حرص او در ریختن خون بزرگان (مشرك ) قریش افتادم و... با پاى خودم لگد بر در زدم ، ولى او همچنان در را محكم نگه داشته بود كه باز نشود، وقتى كه لگد بر در زدم صداى ناله فاطمه (س ) را شنیدم ، كه گمان كردم این ناله مدینه را زیرورو نمود، در آن حال ، فاطمه (س ) مى گفت :
یا ابتاه ! یا رسول الله هكذا كان یفعل بحبیبتك و ابنتك ، آه یا فضة فخذینى فقد و اللّه قتل ما فى احشایى من حمل :
(اى پدر جان ! اى رسول خدا با حبیبه و دختر تو چنین رفتار مى شود، آه ! اى فضه ! بیا و مرا دریاب ، كه سوگند به خدا فرزندم كه در رحم من بود كشته شد)!
من دریافتم كه فاطمه (س ) بر اثر درد شدید مخاض ، به دیوار (پشت در) تكیه داده است ، در خانه را با شدّت فشار دادم ، در باز شد، وقتى كه وارد خانه شدم ، فاطمه (س ) با همان حال ، روبه روى من ایستاد، ولى شدت خشم من ، مرا به گونه اى كرده بود كه گویى پرده اى در برابر چشمم افتاده است ، چنان سیلى روى روپوش به صورت فاطمه (س ) زدم كه به زمین افتاد.(106)




طبقه بندی: آتش زدن بیت امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: بیان فجایع از زبان عمر، عمر،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 آذر 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ