تبلیغات
بیداری افکار در رابطه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام - مطالب آبان 1388
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing

شخصى به آن حضرت گفت : (اى امیرمؤ منان ! اگر محاسن خود را خضاب و رنگ مى كردى بهتر بود!)
امام به او فرمود:
(الخضاب زینة و نحن قوم فى مصیبة ): خضاب و رنگ كردن یك نوع زیبایى است ولى ما عزاداریم (منظور آن حضرت عزادارى در مورد رحلت پیامبر (ص ) بوده است ).
آرى امام على (ع ) در سوگ پیامبر (ص ) بسیار سوگوار بود و از فراق او همچون شمع مى سوخت .(51)




طبقه بندی: غسل و تدفین پیامبر (ص)، 
برچسب ها: سوگواری امیرالمؤمنین (ع)، سوگواری،
نگارش در تاریخ شنبه 30 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

چون مسلمانان از نماز فارغ شدند، به عادت اهل مكه عباس بن عبدالمطلب كسى را فرستاد تا عبیدة بن جراح مكى ها و ضریح ساز آنها را حاضر كند و نیز به دنبال ابو طلحه زید بن سهل ، حفار مدینه فرستاد تا بیاید و لحدى براى رسول خدا (ص ) ترتیب دهد ابو طلحه حضور یافته و لحدى براى پیغمبر ترتیب داد و على و عباس و فضل و اسامه به دفن پیغمبر پرداختند.
انصار از پشت دیوار حجره صدا زدند: یا على تو را به خدا سوگند امروز راضى مشو حقى كه ما به رسول خدا (ص ) داریم نابود گردد. یكى از ما را هم اجازه بده تا در دفن پیغمبر (ص ) شركت نماید. على (ع ) فرمود: اوس ‍ بن خولى بیاید و در تدفین آن حضرت شركت كند. اوس مردى فاضل و از مردم بنى عوف خزرج بوده و پیكار بدر را هم دریافته چون وارد شد، على (ع ) فرمود: وارد قبر شو چون داخل شد على (ع ) بدن مبارك را به دست وى داد و دستور داد چگونه بدن آن حضرت را روى خاك بگذارد، چون آن بدن پاك را در روى خاك قبر گذارد، حضرت امیر فرمود: خارج شو، آنگاه خود وارد قبر شده بند كفن پیغمبر را گشود و طرف راست صورت نازنینش را رو به قبله گذارده خشت بر روى بدنش چید و خاك بر روى آن ریخت .(50)




طبقه بندی: غسل و تدفین پیامبر (ص)، 
برچسب ها: تدفین پیامبر (ص)، وفات پیامبر (ص)،
نگارش در تاریخ شنبه 30 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

سلمان مى گوید: نزد على (ع ) آمدم در حالى كه پیامبر (ص ) را غسل مى داد. پیامبر (ص ) به على (ع ) وصیت كرده بود كه كسى غیر او غسلش ‍ را بر عهده نگیرد. وقتى عرض كرد: یا رسول اللّه ، چه كسى مرا در غسل تو كمك خواهد كرد؟
فرمود: جبرییل .
على (ع ) هیچ عضوى (از اعضاى حضرت ) را اراده نمى كرد مگر آن كه برایش گردانیده مى شد.
وقتى پیامبر (ص ) را غسل و حنوط نمود و كفن كرد من و ابوذر و مقداد و حضرت زهرا (س ) و امام حسن (ع ) و امام حسین (ع ) را به داخل خانه برد، و خود جلو ایستاد و ما پشت سر او صف بستیم و بر آن حضرت نماز خواندیم . عایشه نیز در حجره بود ولى متوجه نشد چرا كه خداوند چشم او را گرفته بود.
سپس ده نفر از مهاجرین و ده نفر از انصار را به داخل مى آورد. آنان وارد مى شدند و دعا مى كردند و خارج مى شدند، تا آنكه هیچ كس از حاضرین از مهاجرین و انصار باقى نماندند مگر آن كه بر آن حضرت نماز خواندند.(49)




طبقه بندی: غسل و تدفین پیامبر (ص)، 
برچسب ها: كیفیّت غسل و نماز پیامبر (ص)، غسل و نماز،
نگارش در تاریخ شنبه 30 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

روزى عباس خدمت حضرت على (ع ) رسید و عرض كرد: مردم متحد شده اند كه بدن شریف حضرت رسول خدا (ص ) را در قبرستان بقیع دفن كنند و ابوبكر نیز بر او نماز گزارد، چون حضرت على (ع ) متوجه شد كه آن منافقان ، اراده نفاق دارند، از خانه بیرون آمد و فرمود: ایها الناس ، رسول خدا (ص ) در حال حیات و ممات ، امام است و خود ایشان فرمودند كه : من در بقیع دفن مى شوم . و چون ایشان در (اهل مدینه ) غصب خلافت به خواست خود رسیده بودند لذا در این جهت با على (ع ) موافقت نمودند و گفتند: آنچه را كه مى دانى عمل كن . سپس حضرت در جلو جمعیت ایستاد و بر رسول خدا (ص ) نماز خواند. پس از نماز صحابه را مرخص نمودند كه ده نفر ده نفر داخل بقعه شریف مى شوند و على (ع ) این آیه را تلاوت مى كرد: (ان الله و مالئكته یصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما) سپس صحابه نیز آیه را مى خواندند و بر محمد (ص ) و آل محمد صلوات مى فرستادند و از بقعه بیرون مى آمدند، تا این كه همه اهل مدینه بر آن حضرت صلوات فرستادند.(48)




طبقه بندی: غسل و تدفین پیامبر (ص)، 
برچسب ها: نماز بر جنازه پامبر (ص)، نماز بر جنازه،
نگارش در تاریخ شنبه 30 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

سلیم گفت : از براء بن عازب شنیدم كه مى گفت : بنى هاشم را چه در حیات پیامبر (ص ) و چه بعد از وفات آن حضرت شدیدا دوست مى داشتم .
هنگامى كه پیامبر (ص ) از دنیا رفت به على (ع ) وصیت كرد كه غسلش را غیر او بر عهده نگیرد، و براى احدى غیر او سزاوار نیست عورتش را ببنید، و هیچ كس عورت پیامبر (ص ) را نمى بیند، مگر آن كه بیناییش از بین مى رود.
على (ع ) عرض كرد: یا رسول اللّه ، چه كسى مرا در غسل تو كمك مى كند؟
فرمود: جبرییل با گروهى از ملایكه .
و چنین شد كه على (ع ) آن حضرت را غسل مى داد، و فضل بن عباس ‍ (ع ) با چشمان بسته آب مى ریخت ، و ملایكه بدن حضرت را آن طور كه على (ع ) مى خواست مى گردانیدند. على (ع ) خواست پیراهن پیامبر (ص ) را از تنش بیرون آورد، كه منادى اى به او ندا داد: (اى على ، پیراهن پیامبرت را بیرون میاور). لذا دستش را از زیر پیراهن داخل كرد و او را غسل داد و سپس حنوط كرد و كفن نمود، و هنگام كفن كردن و حنوط پیراهن را بیرون آورد.




طبقه بندی: غسل و تدفین پیامبر (ص)، 
برچسب ها: كیفیّت غسل پیامبر (ص)، كیفیت غسل،
نگارش در تاریخ شنبه 30 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

عبداللّه بن عباس رضى اللّه عنه گوید: چون رسول خدا (ص ) وفات یافت كار غسل او را امیرالمؤ منین على بن ابى طالب (ع ) به دست گرفت و عباس و پسرش فضل نیز با آن حضرت بودند، چون على (ع ) از غسل پیامبر (ص ) فراغت یافت ، كفن از چهره مبارك حضرتش كنار زد و گفت : (پدر و مادرم فدایت ، پاكیزه بدرود حیات گفتى ، با مرگ تو چیزى از ما بریده شد كه با مرگ هیچ یك از انبیاى گذشته بریده نشده و آن نبوت و اخبار آسمانى است ، مصیبت تو از طرفى به اندازه اى بزرگ است كه با این مصیبت ویژه ات تسلى بخش مصیبت هر كس دیگرى هستى ، و از طرفى نیز بر تمامى مردم سایه افكنده است به طورى كه همه در این غم شریك اند، و اگر به صبر و پایدارى فرمان نداده و از بى تابى و ناشكیبایى نهى نفرموده بودى هر آینه اشك دیده مان را در این راه با گریه فراوان مى خشكاندیم (ولكن آن چه كه همیشه بر دل ما بماند غم غصه اى است كه دست به دست هم داده اند و آن درد و مرض هر دو درد مرگ اند، و البته این غم و غصه در راه مصیبت تو بسى اندك است )، پدر و مادرم فدایت ما را به نزد خدایت یاد آر و ما را وجهه همت خوددار). سپس خود را به روى بدن آن حضرت انداخت و صورتش را بوسید و كفن را به رویش ‍ كشید.(47)




طبقه بندی: غسل و تدفین پیامبر (ص)، 
برچسب ها: غسل پیامبر (ص)،
نگارش در تاریخ شنبه 30 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

مردم از ارتحال و درگذشت آن حضرت اطلاع یافته بودند، در مسجد گرد آمده و در خصوص این كه چه كسى بر بدن آن جناب نماز بگزارد و در كجا باید دفن شود گفتگو مى كردند. در این هنگام على (ع ) وارد شده فرمود: رسول خدا (ص ) در حیات و ممات امام ما بوده و هست ، مسلمانان دسته به دسته بدون آنكه به كسى اقتدا كنند بر بدن طیب او نماز بگزارند و بدانند خداى متعال هیچ پیغمبرى را در مكانى قبض روح نمى فرماید مگر این كه آن جا را براى قبر او تعیین مى فرماید و من او را در همان خانه اش كه قبض روح شده دفن مى كنم . مسلمانان این سخن را پذیرفته و بر بدن آن حضرت نماز گزاردند.(46)




طبقه بندی: غسل و تدفین پیامبر (ص)، 
برچسب ها: كیفیّت نماز بر جنازه پیامبر (ص)، كیفیت نماز،
نگارش در تاریخ شنبه 30 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

هنگامى كه على (ع ) خواست بدن پاك رسول خدا (ص ) را غسل بدهد، فضل بن عباس را به كمك خود خوانده ، نخست چشم هاى فضل را بسته و دستور داد تا وى آب به بدن آن حضرت بریزد. على (ع ) پیراهن رسول خدا (ص ) را تا به ناف باز كرد و به غسل و حنوط و تكفین او پرداخته و فضل با چشم بسته آب بر بدن پاك آن جناب مى ریخت .
وقتى كه على (ع ) از غسل و كفن او فارغ شد على (ع ) نخست تنهایى بر بدن آن حضرت نماز گزارد.




طبقه بندی: غسل و تدفین پیامبر (ص)، 
برچسب ها: غسل دهنده پیامبر (ص)، غسل دهنده،
نگارش در تاریخ شنبه 30 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

على (ع ) هنگام شستن پیكر پاك رسول خدا (ص ) چنین گفت :
(پدر و مادرم فدایت باد، با مرگ تو رشته اى برید كه در مرگ جز تو كس ‍ چنان ندید. پایان یافتن دعوت پیغمبران و بریدن خبرهاى آسمان . مرگت مصیبت زدگان را به شكیبایى وا داشت ، و همگان را در سوگى یكسان گذاشت . و اگر نه این است كه به شكیبایى امر فرمودى و از بى تابى نهى نمودى ، اشك دیده را با گریستن بر تو به پایان مى رساندیم و درد همچنان بى درمان مى ماند و رنج و اندوه هم سوگند جان . و این زارى و بى قرارى در فقدان تو اندك است ، لیكن مرگ را باز نتوان گرداند، و نه كس را از آن توان رهاند پدر و مادرم فدایت ، ما را در پیشگاه پروردگارت به یاد آر و خاطر خود نگاه دار.)(45)
ابوبكر به خلافت گزیده شد. دنیا طلبان على را واگذاردند، و از گرد او پراكنده شدند. در آن روز تنها كسى كه مى توانست به دفاع از سنت رسول برخیزد، دختر پیغمبر (ص ) بود و تنها جایى كه داد خواست در آنجا مطرح مى شد مسجد مسلمانان .




طبقه بندی: غسل و تدفین پیامبر (ص)، 
برچسب ها: سخنان امیرالمؤمنین (ع) هنگام غسل پیامبر (ص)، سخنان امام (ع)،
نگارش در تاریخ شنبه 30 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

امام على (ع ) فرمودند: لحظه اى كه براى غسل دادن رسول خدا (ص ) آماده مى شدم ، همین كه بدن پاك و پاكیزه آن جناب را بر سكو نهادم ، صدایى از گوشه اتاق به گوشم رسید كه گفت : (على ! محمد را غسل مده ، بدن پاك و مطهر او احتیاج به غسل و شستشو ندارد).
از سخن او در دلم گمانى پیدا شد (اما به زودى بر طرف شد و به خود آمدم و) گفتم : واى بر تو، تو كه هستى ؟ پیامبر خدا (ص ) ما را بر غسل و شستشوى خود فرمان داده است و تو از آن نهى مى كنى ؟!
در همین حال آواز دیگرى با صدایى بلندتر شنیده شد كه گفت :
(على ! او را بشوى و غسل ده ، بانگ نخستین از شیطان بود. او به سبب رشك و حسدى كه بر محمد (ص ) دارد، خوش ندارد كه وى با غسل و طهارت پاى بر بساط پرودرگار خویش بگذارد).
گفتم :اى صاحب صدا! از این كه او را به من معرفى كردى ، خدا به تو پاداش نیك دهد، اما تو كیستى ؟
گفت : من خضر نبى هستم كه براى تشییع جنازه پیغمبر خاتم (ص ) آمده ام .(44)




طبقه بندی: غسل و تدفین پیامبر (ص)، 
برچسب ها: خضر نبی (ع)، خضر(ع)،
نگارش در تاریخ شنبه 30 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

على (ع ) فرمودند: پیامبر گرامى (ص ) در حالى جان به جان آفرین تسلیم كرد كه سر بر سینه من داشت . او در دست هایم جان سپرد، دستم را (به منظور تیمّن و تبرّك ) بر چهره خویش كشیدم .
این ، من بودم كه او را غسل دادم و فرشتگان یاریم كردند.
فقدان رسول گرامى (ص ) در و دیوار را به شیون آورد و آشنا و بیگانه را به ماتم نشاند. فرشتگان دسته دسته در رفت و آمد بودند. و گوش من حتى براى لحظه اى از سر و صداى وردها و دعاهاى آنها آسوده نبود. و این وضع همچنان تا لحظه اى كه آن حضرت را به خاك سپردم ادامه داشت . پس آیا چه كسى سزاوارتر از من به رسول خدا (ص ) در حیات و ممات است ؟!(43)




طبقه بندی: غسل و تدفین پیامبر (ص)، 
برچسب ها: فرشتگان یاری دهنده امیرالمؤمنین (ع)، فرشتگان یاور،
نگارش در تاریخ شنبه 30 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

على (ع ) فرمود كه پیامبر خدا (ص ) به من فرموده بود، كه براى غسل او از چاه ((غرس ) آب تهیه كنم ، آن هم به مقدار هفت مشك ، و نیز فرموده بود: چون كار غسل پایان گرفت هر كه را در منزل بود، بیرون بكن و آنگاه نزدیك جنازه من بیا و دهان خود را بر دهان من بگذار و از هر چه مى خواهى پرسش كن ، از رخدادها و حوادثى كه تا روز قیامت در پیش ‍ است (كه همه را به تو خواهم گفت ).
من نیز چنان كردم و او هم از هر چه كه دانستنى بود پرده برداشت و از حوادث آینده تا لحظه برپایى قیامت آنچه كه مربوط به فتنه ها و آشوب ها بود آگاهم كرد. اكنون هیچ گروهى نیست جز آن كه پیروان حق آنها را از باطلشان مى شناسم .(42)




طبقه بندی: غسل و تدفین پیامبر (ص)، 
برچسب ها: آگاهی به همه حوادث، سطح آگاهی امام (ع)،
نگارش در تاریخ جمعه 29 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

حضرت صادق (ع ) روایت كرده است كه چون رسول خدا (ص ) به عالم بقا رحلت نمود، جبرییل و ملایكه و روح كه در شب قدر بر آن حضرت نازل مى شدند نازل شدند، پس حق تعالى دیده امیرالمؤ منین (ع ) را منور گردانید كه ایشان را از منتهاى آسمانها تا زمین مى دید، و ایشان یارى آن حضرت مى نمودند در غسل دادن رسول خدا و نماز كردن بر او و قبر شریفش را حفر مى كردند، و به خدا سوگند كه كسى به غیر از ملایكه قبر آن حضرت را نكند، تا آن كه امیرالمؤ منین (ع ) آن حضرت را به قبر برد، ایشان با آن حضرت داخل قبر شدند، و رسول خدا را در قبر گذاشتند.
پس حضرت رسول (ص ) با ملایكه با سخن آمد، و حق تعالى گوش ‍ امیرالمؤ منین را شنوایى آن سخنان داد، و شنید كه حضرت رسول (ص ) ملایكه را سفارش على (ع ) مى كند، پس حضرت گریان شد و شنید كه ملایكه در جواب گفتند: ما در خدمت و كمك كردن و یارى و خیر خواهى او تقصیر نخواهیم كرد، و اوست صاحب و امام و پیشواى ما بعد از تو، پیوسته به نزد او خواهیم آمد ولیكن او به غیر این مرتبه ما را نخواهد دید و صداى ما را خواهد شنید.
چون امیرالمؤ منین (ع ) به عالم قدس رحلت نمود، جبرییل و ملایكه و روح باز بر حسن و حسین (ع ) نازل شدند، و ایشان ملایكه را دیدند، و واقع شد آن چه در وفات حضرت رسول (ص ) واقع شده بود، و دیدند كه حضرت محمد (ص ) ملایكه را در غسل و كفن و دفن امیرالمؤ منین (ع ) یارى مى دهد.(41)




طبقه بندی: غسل و تدفین پیامبر (ص)، 
برچسب ها: ملایكه تسلیت دهنده امیرالمؤمنین (ع )، ملایكه،
نگارش در تاریخ جمعه 29 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

امیرمؤ منان (ع ) فرمودند: بیمارى رسول خدا (ص ) شدت مى گرفت و خطر لحظه به لحظه زندگى او را تهدید مى كرد.
چیزى نگذشت كه فریاد فاطمه (س ) بلند شد و مرا به داخل فرا خواند. (سراسیمه ) وارد شدم ، دیدم رسول خدا (ص ) در حال احتضار است و لحظات پایانى عمر خود را سپرى مى كند. با مشاهده آن صحنه به سختى گریستم و خوددارى از گریه به هیچ وجه ممكن نبود.
پیامبر خدا (ص ) فرمود: على ! گریه براى چیست ؟ اینك زمان گریستن نیست ، كه لحظه فراق و جدایى بین ما فرا رسیده است . برادر! تو را به خدا مى سپارم . پروردگارم مرا به سراى جاوید فرا خوانده و جوار لطف و رحمت خویش را برایم برگزیده است . (من از این بابت اندوهى به دل ندارم بلكه ) گریه و اندوه بى پایان من بر تو و فاطمه (س ) است . و (گویا مى بینم ) پس از من او را به شهادت مى رسانند و مردم در ظلم و تعدى بر شما همدل و هماهنگ گردند!
شما را به خدا سپردم و از او خواستم كه شما را در حفظ و پناه خود بپذیرد او نیز پذیرفت و شما همچنان ودیعه من ، نزد پروردگار خواهید بود.(40)




طبقه بندی: وصیّت های پیامبر (ص) به امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: آخرین كلمات، كلمات،
نگارش در تاریخ جمعه 29 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()

بیمارى رسول خدا (ص ) شدت یافت و آثار ارتحال ظاهر شد و على (ع ) در آن هنگام حضور داشت چون نزدیك شد روح مقدسش به آشیان جنان پرواز نماید به على (ع ) فرمود: یا على سر مرا در میان دامان خود بگذار كه امر خدا در رسیده چون جان من از كالبد بیرون خرامد، آن را به دست خود بگیر و به صورت بكش سپس مرا رو به قبله قرار داده و به كار غسل من بپرداز و به عنوان نخستین كس بر من نماز بگذار و تا مرا در میان قبر پنهان ننموده اى از من جدا مشو و در تمام امور خود از خدا كمك بخواه .(39)




طبقه بندی: وصیّت های پیامبر (ص) به امیرالمؤمنین (ع)، 
برچسب ها: پیامبر (ص) در حال ارتحال، پیامبر (ص)، ارتحال و پیامبر (ص)،
نگارش در تاریخ جمعه 29 آبان 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:12)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ