تبلیغات
بیداری افکار در رابطه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام - شب آخر حیات
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing

محمد بن الحنفیه گفت : چون شب بیستم ماه مبارك رمضان شد، اثر زهر به قدم هاى مبارك پدرم رسید، در آن شب نماز نشسته مى خواند و به ما وصیت ها مى فرمود و تسلى مى داد تا آنكه صبح طلوع كرد، پس مردم را رخصت داد كه به خدمت آن حضرت مى آمدند و سلام مى كردند، جواب سلام ایشان مى فرمود و مى گفت : ایها الناس از من سؤ ال كنید پیش از آنكه نماز مرا نیابید، و سؤ ال هاى خود را سبك گردانید براى مصیبت امام شما.
پس مردم خروش بر آوردند، حجر بن عدى برخاست شعرى چند در مصیبت آن حضرت خواند. چون ساكت شد، حضرت فرمود: چگونه خواهد بود حال تو در هنگامى كه تو را طلبند و تكلیف نمایند كه بیزارى جویى از من ؟ حجر گفت : به خدا سوگند یا امیرالمؤ منین كه اگر مرا به شمشیر پاره پاره كنند و به آتش بسوزانند از تو بیزارى نجویم ، حضرت فرمود: براى هر چیزى توفیق یافته اى ، اى حجر خدا تو را جزاى خیر دهد از جانب اهل بیت پیغمبر خود، پس شربتى از شیر طلبید و تناول نمود فرمود كه : این آخر روزى من است از دنیا.(424)




طبقه بندی: شهادت مولاى متقین امیرالمؤمنین(ع)، 
برچسب ها: شب آخر حیات، محمد حنفیه، رمضان و امام(ع)،
نگارش در تاریخ چهارشنبه 23 دی 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ