تبلیغات
بیداری افکار در رابطه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام - سفارش امام(ع)به امام حسن(ع)
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing

ولى شگفتى هاى على هر چه بیشتر، معجزه هاى انسانى على در این جا بروز مى كند برایش غذا آوردند غذا كه نمى تواند بخورد شیر مى آوردند، مقدارى از شیر مى نوشد و جزء وصایایش مى فرماید: با آن اسیرتان خوش ‍ رفتارى و مدارا كنید، وصیت مى كند او اولاد عبدالمطلب پس از وفات من مبادا در میان مردم بیفتید و بگویید امیرالمؤ منین این طور شدند و فلان كس محرك بوده است و این و آن را متهم كنید، خیر نمى خواهد دنبال این حرفها بروید قاتل من یك نفر است . به امام حسن (ع ) فرمود: فرزندم حسن ، این یك ضربت بیشتر به پدر شما نزده و این دو ضربت نزده است . بعد از من اختیار با خودت ، اگر مى خواهى آزادش كن و اگر مى خواهى قصاص كن . توجه داشته باش او به پدر تو یك ضربت زده است فقط یك ضربت به او بزنید اگر كشته شد، و اگر هم نشد نشد، باز هم سراغ اسیرش ‍ را مى گیرد، آیا به او غذا داده اید، رسیدگى كرده اید؟ اینگونه بود رفتارش ‍ با دشمن ، این است كه مولانا مى گوید:

در شجاعت شیر ربانیستى
در مروت خود كه داند كیستى
این مردانگى ها و انسانیت هاى على است ، در بستر افتاده است ساعت به ساعت حالش بدتر مى شود، سموم بیشتر روى بدن مقدس على (ع ) اثر مى گذارد، اصحاب مى آیند لبهاى على (ع ) خندان و شكفته است مى گوید: (والله ما فجاءنى من الموت وارد كرهنه ، ولا طالع انكرته و ماكنت كفارب ورد، وطالب وجد؛ وما عند الله خیرللابرار).(421)
به خدا قسم آنچه كه به من وارد شده است چیزى كه بر من ناپسند باشد نیست ، ابدا این مرگ و شهادت در راه خدا براى من یك امرى است كه آرزوى همیشه من بوده و این چه بهتر، كه در حال عبادت باشد بعد یك مثلى را على آورده است كه عرب با آن خیلى آشنا بوده است . عرب در بیابان ها كه زندگى مى كرد، تفریحى زندگى مى كرد هر جا آب و علف بود، همان جا مى ماند و بعد كه تمام مى شد مى رفتند جاى دیگر و گاهى كه گرم بود شبها مى رفتند براى پیدا كردن یك نقطه اى كه آن جا آب داشته باشد و. على (ع ) در این كلامش به اصحابش مى فرماید: مثل من مثل عاشقى است كه به معشوق خودش رسیده است مثل من مثل آن كسى است كه در تاریكى شب دنبال آب مى گردد و ناگهان آب را پیدا مى كند چه سرورى به او دست مى دهد چه نیكو سروده است حافظ:
چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى
آن شب قدر كه این تازه براتم دادند
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
كه شاعر جمله (فزت ورب الكعبة ) را مى گوید.


طبقه بندی: شهادت مولاى متقین امیرالمؤمنین(ع)، 
برچسب ها: سفارش امام(ع)به امام حسن(ع)، سفارشات علی(ع)،
نگارش در تاریخ یکشنبه 20 دی 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ