تبلیغات
بیداری افکار در رابطه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام - طبیب ناامید شد
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing

على (ع ) را آوردند و در بستر خواباندند. طبیعى است به نام اسید بن عمرو،
كه از تحصیل كرده هاى جندى شاهپور و عرب بوده و در كوفه مى زیسته را براى معاینه زخم امیرالمؤ منین (ع ) مى آورند، این مرد با وسایلى كه آن روز داشتند معاینه كرد، درك كرد كه زهر وارد خون حضرت شده است كه دیگر اظهار عجز كرد و عرض كرد: یا امیرالمؤ منین (ع ) اگر وصیتى دارید وصیت خودتان را بفرمایید. خود آن لعین ازل و ابد وقتى كه ام كلثوم مى رود سراغش و شروع مى كند به او بدگویى كردن كه پدر من با تو چه كرده بود كه چنین كارى را كردى و بعد وقتى كه مى گوید كه امیدوارم كه پدرم سلامتى خودش را باز یابد و روسیاهى براى تو بماند. تا این جمله را ام كلثوم گفت ، او شروع كرد به حرف زدن ، گفت : خاطرت جمع باشد من این شمشیر را به هزار درهم یا دینار خریدم و هزار درهم یا دینار داده ام كه این را مسمومش كرده اند و سمى به این شمشیر مالیده ام كه نه تنها بر فرق پدرت كه اگر بر سر تمام اهل كوفه یك جا وارد مى شد، هلاك مى شدند. مطمئن باش كه پدرت دیگر نمى ماند.(420)




طبقه بندی: شهادت مولاى متقین امیرالمؤمنین(ع)، 
برچسب ها: طبیب ناامید شد، طبیبی و درد امام(ع)، طبیب، امام(ع) وزهر هزار دیناری درون خونش،
نگارش در تاریخ یکشنبه 20 دی 1388 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ